قدرت کلام خود را بشناسیم

آیا از قدرت کلام خود با خبر هستید؟ 

کلمات باعث گریاندن و یا خنداندن ما می‌شوند. قدرت کلام ما باعث می شود که فردی از زندگی ناامید شود و یا برعکس قدرت کلام می تواند یک شخص را به زندگی امیدوار کند و او را به سمت اهداف خود هدایت کند.

در طول زندگی تان ممکن است با قدرت کلام تان باعث ساخته شدن یک زندگی و یا نابود شدن امیدها و آرزوها شوید. کلمات ما روی خود ما هم تأثیرات فراوانی می گذارند. کلمات ما باعث می شوند که احساساتمان تغییر کنند. ما به جز اینکه با دیگران صحبت می کنیم، با خودمان هم گفتگوهای درونی داریم.

گفتگوهای ما با خودمان باعث می شوند که ما احساس امیدواری کنیم یا برعکس احساس کنیم که دلسردیم و ادامه زندگی برایمان دشوار است. کلام ما بر احساس و عواطف خود ما و دیگران تأثیر مستقیمی دارد. قدرت کلام انسان می تواند او را به قله های رفیع موفقیت برساند یا اینکه او را به زیر بکشد و یا به کلی نابود کند.

قدرت کلام تا حدی زیاد است که یکی از بزرگان می گوید: کلام تو عصای معجزه گر تو است. قدرت کلام آنقدر مهم و اثرگذار است که مارک تواین می گوید: “کلمه درست، عامل نیرومندی است. اگر کلمات، کاملا به جا و درست استفاده شوند، با سرعت برق هم بر جسم و هم بر ذهن انسان اثر می گذارند”

یکی از مواردی که باعث شد دانش ان.ال.پی زاده شود این بود که ریچارد بندلر و جان گریندر از تأثیر کلام بزرگانی چون میلتون اریکسون، ویرجینیا ساتیر و فریتز پرلز تعجب کردند و با تحقیقاتی که داشتند متوجه شدند که این درمانگران می توانند در یک چشم به زدن روی مراجعان خود تأثیرات بسیار زیادی بگذارند.

ریچارد بندلر و جان گریندر دانستند که این درمانگران موفق به تأثیر قدرت کلام آگاهی دارند و می دانند که تک تک کلمات آنها روی مغز و ذهن و در نهایت روی جسم بیماران اثر می گذارد.

قدرت کلام کاریزماهای تاریخ

در طی دوران های گذشته رهبرانی چون هیتلر، مهاتما گاندی، وینستون چرچیل و … با قدرت کلام و نفوذ کلماتشان روی ذهن مردمان این ممالک چنان اثری گذاشته اند که آنها را به خروش جمعی یا صلح کشانده اند.

قدرت کلام گاندی 

هیتلر با قدرت کلام خود مردم کشورش را به جنگ ترغیب کرد و باعث ایجاد جنگی شد که انسان های بسیاری را به نابودی کشاند.

یا مهاتما گاندی با قدرت کلام خود مردم کشورش را با این نکته آشنا کرد که بدون جنگ و خونریزی هم می توان به آزادی دست پیدا کرد.

 

قدرت کلام مشاوران و درمانگران

شاید بارها شنیده باشید که فلان شخص مشاور خوبی است و یا فلان مشاور نمی تواند از عهده کارها برآید. فلان درمانگر می تواند خوب درمان کند و فلان درمانگر قدرت حل مشکلات را ندارد.

به نظر شما کسانی که مشاوران خوبی هستند و درمانگرانی که روی مراجعان خود تأثیرات مفیدی می گذارند چه توانایی ای دارند که افراد دیگر آن توانایی را ندارند؟

این افراد موفق با قدرت کلام آشنا هستند و کلام آنها آنقدر نفوذ دارد که به راحتی در دیگران تأثیر گذاشته و با قدرت کلام خود باعث می شوند مراجعانشان به این نتیجه برسند که باید تغییر کنند.

 باورها و اعتقادات ما را قدرت کلام می سازد
انسان از زمانی که به دنیا می آید تا آن زمان که از دنیا می رود تحت تأثیر کلام خود و دیگران قرار دارد. این کلام است که باورهای انسان را می سازد. مثلا اگر شخصی باور دارد که انسان ضعیفی است، نمی تواند کارهای خود را با قدرت انجام دهد.

باورها و اعتقادات ما

کسی که باور داردضعیف است به این دلیل خود را ضعیف و بیچاره تصور می کند، چون کلام پدر و مادر و خانواده روی او اثر گذاشته و باورها و اعتقادات او را ساخته است.

باورها و اعقادات انسان از همان بدو تولد شکل می گیرند. حتی بعضی بر این باورند که ذهن انسان از چهار ماهگی جنینی برنامه ریزی می شود. انسان تحت تأثیر کلام خود و دیگران برنامه ریزی می شود و چه بسا این برنامه ریزی او را به سمت پیروزی ها و موفقیت ها پیش ببرد و یا اینکه باعث بدبختی و بیچارگی انسان شود.

کلماتی که روزانه از آنها استفاده می کنیم، زندگی ما را می سازند
چندین سال است که من از جمله خسته نباشید استفاده نمی کنم. جمله خسته نباشید در فرهنگ ما ایرانی ها جا افتاده است. آیا به جای خسته نباشید جمله دیگری را نمی توان به کار برد؟ همانطور که می داند ذهن ناخودآگاه ما نمی تواند جملات فعلهای منفی را پردازش کند.

در این شرایط اگر بگوییم خسته نباشید، ذهن انسان می پندارد که می گوییم خسته باشید و به این دلیل است که احساس خستگی در انسان پدیدار می شود.

کلمات خسته، بدبخت، بیچاره، داغون، نفرت و کلمات منفی دیگری که به کار می روند، همگی بار منفی خود را به انسان انتقال می دهند. برعکس کلمات منفی، کلماتی مانند انرژی، قدرت، شور، هیجان، موفقیت، پیروزی، شادی و کلمات مثبت دیگری که مردم در طول زندگی از آنها استفاده می کنند، بار مثبت و انرژی را به مردم انتقال می دهند.

برای آزمون این گفته کافی است که یک هفته از این کلمات منفی استفاده نکنید. در اینصورت خودتان به تأثیر منفی این کلمات پی خواهید برد.

کلماتی که به کار می بریم، در بیشتر مواقع عاقلانه به کار گرفته نمی شوند

اگر ما برای گفتن خاطره ها و تجربه های زندگی خود، از کلمات درست و مثبت استفاده کنیم، احساسات نیروبخشی در ما ایجاد می شوند. برعکس آن انتخاب کلمات ضعیف است. به همان صورت که کلمات قدرتمند و نیروبخش به ما انرژی و قدرت می دهند، کلمات ضعیف و منفی هم می توانند روحیات و عواطف ما را خراب کنند.

همه ما کلمات را به صورت ناخودآگاه انتخاب می کنیم و آنها را به صورت ناخودآگاه به کار می بریم. به همین دلیل است که از کلمات به صورت آگاهانه استفاده نمی کنیم. ذهن ما در پیچ و خم اطلاعات انباشته شده دنبال کلمات می‌‌گردد و در نهایت باعث می شود که کلماتی که دلخواه خودش است را به زبان بیاوریم.

پس بهتر است که از کلمات به صورت عاقلانه استفاده کنیم و از قدرت کلام خود به نفع خودمان استفاده کنیم. بدانید که اگر کلمات را عاقلاته انتخاب کنید به نیروی عظیمی دسترسی پیدا خواهید کرد.

شاید اطلاع نداشته باشید که کلماتی که به صورت عادتی استفاده می کنید، بر نحوه ارتباط شما با خودتان و بر احساس شما از زندگی تان تأثیرگذار هستند.

استفاده از کلمات پراحساس روی روحیه شما تأثیر شگفت انگیزی می گذارد

بعضی از کلمات بار احساسی زیادی دارند. به کلمه مادر فکر کنید. زمانی که به کلمه مادر فکر می کنید، همه احساسات و عواطف مادرانه را تجربه می کنید. کلمه مادر نشان از مهر و عطوفت مادرانه دارد.

حال به کلمه ظالم فکر کنید. لحظه ای که به این کلمه فکر می کنید، تصویر ذهنی شما یک انسان ظالم را به شما نشان خواهد داد. اگر به کلمه مهربان فکر کنید چه احساسی در شما ساخته می شود؟

یا اگر به کلمه بدبختی فکر کنید چه احساساتی را تجربه خواهید کرد؟ کلماتی که در زندگی خود به صورت عادت گونه استفاده می کنید، باعث ایجاد احساسات متفاوتی در شما می شوند.

چه لزومی دارد کلماتی که بار منفی دارند را استفاده کنید؟ چرا به جای کلمه بدبختی از کلمه متعادل تری استفاده نمی کنید؟ کلماتی که در مکالمات روزمره استفاده می کنید عواطف و احساسات شما را فورا تغییر می دهند.

به طور مثال اگر یک جمله خسته نباشید را از خزانه لغات خود حذف کنید و به جای آن از جمله پرانرژی باشید استفاده کنید، دیگر احساس خستگی نخواهید کرد.

راه های تغییر کلمات عادتی و ترک کلمات منفی

 سه راه را که می تواند به شما کمک کند تا بتوانید قدرت کلام خود را بالا ببرید و با قدرت کلام زندگیتان را بسازید

 

۱-شیوه تفکرتان را تغییر دهید تا احساس و زندگی تان تغییر کند

شاید با خودتان کلماتی مانند عصبانیت، خشم، ناراحتی، زندگی سخت، مشکلات، گرفتاری و کلمات منفی دیگری را تکرار می کنید. اگر همیشه در گفتگوهای درونی خود کلمه عصبانیت را تکرار می کنید، شما به راحتی عصبانی می شوید. اگر با خودتان در مورد آرامش صحبت می کنید، به راحتی آرامش را تجربه می کنید.

اگر کلمه بدبختی را در زندگی تان بیشتر تکرار می کنید، در زندگی احساس بدبختی می کنید. نکته ای که می خواهیم بگوییم این است که با کلماتی که در زندگی روزمره به کار می برید احساسات خود را می سازید. مثلا می توانید به جای جمله من عصبانی هستم، بگویید من کمی رنجیده هستم.

کلمه رنجیدن بار احساسی کمتری نسبت به کلمه عصبانی دارد و اگر این کلمه را به جای کلمه عصبانی به کار ببرید بار احساسی منفی خود را تعدیل می کنید.

کلمات به راستی جادو می کنند. گاهی اوقات قدرت کلام باعث می شود که سرنوشت یک انسان یا یک گروه و یا ملتی تغییر کند.

 

۲- اگر ترکیب کلماتی که به کار می برید به صورتی است که شما را ضعیف می کند، آنها را فراموش کنید و به جای آنها از کلمات نیروبخش استفاده کنید.

شاید فکر کنید که همه این کارها بازی کردن با کلمات است و در عمل هیچ تأثیری بر روحیه و زندگی انسان ندارد. شاید در آغاز اینگونه فکر کنید و اگر این کار را ادامه دهید خودتان تأثیر واقعی کلمات و جملات مثبت را خواهید دید. تلقین های مثبت و استفاده از کلمات مثبت تأکیدی هم نشان دهنده قدرت کلام است.

در چالش های زندگی هم قدرت کلام باعث ایجاد آرامش و تعادل می شود. به طور مثال اگر مشاجره ای بین همسران اتفاق بیافتد و اگر هردو از کلمات منفی برعلیه هم استفاده کنند، کم کم بحث بالا می گیرد و احتمال اینکه کارشان از مشاجره به درگیری فیزیکی بکشد بسیار زیاد خواهد بود.

و اگر حتی یکی از همسران کلامی پراحساس بگوید و سعی کند همسرش را از آن حالت خارج کند، جو شکسته خواهد شد و کم کم طرف مقابلش هم به سمت آرامش پیشروی خواهد کرد. ما می توانیم در همه جوانب زندگی از قدرت کلام استفاده کنیم.

 

۳- کلمات نیروبخش و دگرگون کننده را برای کمک و راهنمایی دیگران به کار ببرید

اگر توجه خود را به کلماتی که بیان می کنید متمرکز کنید نه تنها نسبت به کلماتی که بیان می کنید حساس خواهید شد، بلکه نسبت به کلماتی که دیگران به زبان می آورند هم حساسیت نشان می دهید.

به طور مثال دوستتان به شما می گوید که افسرده است. اول اینکه او از یک فعل اسم می سازد. افسرده بودن یک فعل است. یعنی اگر دوست شما می گوید که افسرده است به این معنی است که دوست شما خودش را افسرده خطاب می کند. او نمی گوید که احساس افسردگی می کند، بلکه می گوید که افسرده است.

افسرده بودن با احساس افسردگی تفاوت دارد. افسرده بودن به این معنی است که ذاتا افسرده است. از اول هم افسرده بوده است. شما می توانید با قدرت کلام تان او را متوجه کنید که او افسرده نیست، بلکه در حال حاضر احساس افسردگی می‌کند.

یا می توانید با کلام خود احساس افسردگی او را تعدیل کنید. افسردگی احساسی است که دست و پای انسان را می بندد و او را گرفتار می کند. شما با قدرت کلام تان احساس او را تعدیل می کنید. مثلا به جای اینکه بگویید چرا افسرده ای؟ بگویید شاید کمی نگران هستی و فکر می کنی افسرده ای.

وقتی که اینگونه صحبت می کنیم توجه مخاطب را از افسردگی به حالت نگرانی جلب می کنیم و در حقیقت احساس افسردگی او را تعدیل می کنیم. نگرانی با کمی نگرانی تفاوت دارد.

خودتان را اسیر کلمات نکنید. نکته جالبی که می تواند مورد توجه قرار بگیرد این است که اغلب افراد نمی توانند احساس خود را نام ببرند. اگر به افراد بگویید همه احساساتی که تا به حال تجربه کرده اید نام ببرید، آنها حداکثر تعداد معدودی احساس را نام ببرند.

جالب تر اینکه اغلب افراد وقتی که احساسات خود را یادداشت می کنند، اول احساسات منفی خود را می نویسند و در مرحله بعد سراغ احساسات مثبت و نیروبخش می روند.

آیا میدانید انسان چه تعداد احساس را می تواند تجربه بکند؟ تعداد ۶۰۰۰ احساس وجود دارد و افراد فقط خود را محدود چند احساس می کنند.

بیشتر افراد خود را با تعداد محدودی از کلمات گرفتار می کنند. می توان به این نتیجه رسید، افرادی که دامنه لغات آنها وسیع است خود را اسیر کلمات منفی نمی کنند و برای بیان احساسات خود از کلمات مثبت و نیروبخش استفاده می کنند.

 

۴- در ارتباطات خود با دیگران احساسات منفی خود را تعدیل کنید.

قدرت کلام هم روی خود ما و هم روی افرادی که با آنها ارتباط داریم تأثیر می گذارند. ما با کلام خود می توانیم عواطف و احساسات خودمان و دیگران را برانگیخته کنیم.

تصور کنید یکی از همکارانتان شما را عصبانی کرده است. شاید کاری انجام داده است که ضرری به کار و کسب شما وارد شده است. اگر به او بگویید که کارش اشتباه بوده است و شما از او عصبانی هستید، فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟

وقتی که به او می گویید که از او عصبانی هستید، او هم در برابر شما مقاومت می کند و به شما می گوید که خود شما اشتباه کرده اید و او کار اشتباهی نکرده است. اینگونه صحبت کردن شما باعث می شود که همکارتان گارد بگیرد و در نتیجه احتمال دارد کار به مشاجره کشیده و رابطه شما به کلی خراب شود.

در موارد اینچنینی بهتر است احساس منفی خود را تعدیل کنید. به جای اینکه بگویید من از شما عصبانی هستم و شما مرا خشمگین کرده ای، بگویید این موضوع مرا کمی آزرده کرده است.

اگرچه احساس شما عصبانیت است، ابراز این احساس مسأله ای را حل نخواهد کرد، بلکه رابطه شما را متشنج خواهد کرد. پس در هر موقعیتی که احساس منفی بزرگی دارید بهتر است این احساس را تعدیل کنید.

در این شرایط مخاطب شما هم در برابر کلام شما مقاومت نخواهد کرد و اشتباه خود را می پذیرد و سعی می کند رفتار خود را اصلاح کند.

قدرت کلام می تواند یک فرد را بیمار کند و یا بیماری او را شفا دهد
در هیپنوتراپی این قدرت کلام است که باعث می شود فرد وارد حالت تغییر یافته شود. شخصی که هیپنوتراپی می کند با کلام خود روی سوژه کار می کند. این کلام هیپنوتیزور است که باعث می شود ذهن سوژه برنامه ریزی بشود. اگر هیپنوتیزور نتواند از کلمات به خوبی استفاده کند، نمی تواند فرد را وارد خلسه هیپنوتیزمی بکند.

قدرت کلام میلتون اریکسون

یک درمانگر می تواند با قدرت کلام خود باعث بهبودی فردی که به او مشاوره می دهد بشود. اگر مشاور یا درمانگر بتواند از کلمات و جملات نیروبخش استفاده کند و این کلمات را درست به کار ببرد، حقیقتا معجزه خواهد کرد. ویرجینیا ساتیر از قدرت کلام خود برای حل مشکلات افراد استفاده می کرد. دانش ان.ال.پی اینگونه  متولد شد.

بندلر و گریندر که پدید آورندگان NLP بودند روی رفتارهای ساتیر و درمانگران موفق دیگر کار کردند و دانستند که قدرت کلام می تواند به واقع معجزه کند. 

 

قدرت کلام معلمان
من در کتاب تئوری، تغیر داستان معلم کلاس پنجم خود را گفته ام. معلم کلاس پنجم من آقای نصرتی نام داشت. یک روز معلم من مرا صدا کرد و به من گفت: ” تو با دانش آموزان دیگر تفاوت داری. آنها درس نمی خوانند استعداد ندارند” او ادامه دا و گفت:

“تو می توانی در آزمون ورودی مدرسه راهنمایی نمونه شرکت کنی و پیشرفت بکنی” یادم هست با این کلام معلمم من احساس کردم که از همه دانش آموزان قوی تر و زرنگ تر هستم.

قدرت کلام معلم من بعدها باعث شد که در آزمون های ورودی مدارس راهنمایی نمونه موفق شوم و بعدها وارد دبیرستان نمونه و دانشگاه شوم.

هیچگاه کلام آن روز معلمم از یادم نمی رود. این من نبودم که در آزمون های آن زمان موفق شد. بلکه قدرت کلام معلم کلاس پنجم من بود.

اگر معلمی دانش آموزی را با کلامش آزرده کند احتمال دارد که آن دانش آموز ترک تحصیل کند و اگر برعکس معلمی به دانش آموزش بگوید که تو بهترین و زرنگترین دانش آموز این کلاس هستی، قدرت کلام این معلم باعث پیشرفت تحصیلی این دانش آموز خواهد شد.

پس معلم ها هم وظیفه خطیری دارند. بیشتر دانش آموزان دوران ابتدایی و راهنمایی معلم خود را به عنوان یک رهبر قبول دارند. آنها کلام معلمشان را بدون چون و چرا قبول می کنند.

معلمان نباید با کلامشان دانش آموزان را آزار دهند. اگر به دانش آموز بگویند: “تو تنبل و کودن هستی” این کلام در او تأثیرات منفی زیادی خواهد گذاشت. با این کلام دانش آموز فکر می کند که واقعا کودن و تنبل است

پس اگر معلم هستیم و با دانش آموزان سروکار داریم به کلام خود دقت کنیم و بدانیم که کلام ما قدرت دارد و می تواند باعث تغییر زندگی دانش آموزان شود.

 

اگر به یک کودک برچسب کند ذهنی زده شود او در واقعیت هم کند ذهن خواهد شد، اگرچه در واقعیت کودک باهوشی باشد. همچنین هر برچسب دیگری به کودکان زده شود، در واقعیت والدین آن کودک و خود کودک این برچسب را قبول می کنند.

اگر به یک کودک باهوش برچسب کند ذهن بودن زده شود، این کودک اگرچه باهوش است ولی قبول می کند که کند ذهن است و در نهایت سرنوشت او با این برچسب به تباهی کشیده می شود.

پس در نظر داشته باشید که همه ما مسئولیم که به کودکان برچسب های منفی نزنیم. اگر برچسب زدن را دوست داریم، چرا برچسب نابغه بودن را نزنیم؟!

یادمان باشد که کلام ما قدرت دارد و با قدرت کلام خود زندگی افراد را به تباهی و نابودی نکشیم. ما مسئولیم که کمک کنیم که زندگی خودمان و زندگی افراد دیگر به سمت موفقیت ها و پیروزی ها پیش برود نه اینکه با کلام خود دیگران را نابود کنیم.

شما همچنین ممکن است مانند بیشتر از نویسنده

ترک یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.